فایل های رشته حقوق

منابع پایان نامه – تلقیح مصنوعی از اسپرم بیگانه با تخمک زوجه

د- تلقیح مصنوعی از اسپرم بیگانه با تخمک زوجه

هرگاه زنی اعم از اینکه شوهر داشته باشد و به واسطه اختلالات جسمی عاجز از مشارکت با همسرش در تولید نسل باشد یا شوهر نداشته باشد و نخواهد شوهر کند آیا جایز است باتلقیح نطفه مرد اجنبی خود را باردار کند؟ و یا ممکن است این گونه سوال شود که تلقیح نطفه مرد اجنبی به نطفه زن به هر صورت ولو در خارج از رحم چه حکمی دارد؟

رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای، در جواب استفتاء ۱/۱۸۵۷۶ که تلقیح نطفه اجنبی به اجنبیه در صورتی که مرد عقیم باشد چه حکمی دارد؟ فرمودند این عمل فی نفسه اشکال ندارد و باید از لمس و نظر حرام اجتناب شد. (محمدزاده، ۱۳۷۵: ۱۱۷) و استفتاء شماره ۵/۱۱۸۵۷ در مواردی که مرد به علتی قادر به تولید اسپرم نباشد ایا می توان از اسپرم اهدایی مرد اجنبی (ناشناس یا شناس) جهت امتزاج نمودن با تخمک همسرش در آزمایشگاه استفاده نمود و بعد جنین تشکیل شده را به رحم زن بیمار منتقل کرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بیمار و همسرش نگهداری شود فرمودند. فی نفسه بدون ارتکاب فعل محرمی مانع ندارد و حکم ولد نیز بیان شد. و در ادامه سوال که آیا امکان هست که اسپرم اهدایی را با تخمک همسر بیمار در آزمایشگاهی ممزوج نکرد بلکه مستقیما به داخل رحم همسر بیمار تلقیح نمود تا جنین در همان جا تشکیل شود؟ فرمودند فی نفسه اشکالی ندارد و در این صورت بافرض اینکه خود همسر بیمار منشاء طفل است فرزند ملحق به اوست.

حال بر فرض جواز باروری مصنوعی زن با اسپرم غیر شوهر، پدر بچه کیست؟ شوهر یا فرد صاحب اسپرم ؟ و بر فرض اگر صاحب اسپرم پدر تلقی شود فرزند نیز دختر باشد آیا شوهر زن به این دختر محرم است؟ در صورتی که پسر باشد آیا زن به این پسر محرم است ؟ فرمودند: بچه متعلق به زن صاحب رحم است و در الحاق آن به شوهر صاحب فراش اشکال است التحاق آن به مرد صاحب اسپرم بعیداست در این باره احتیاط را مراعات نمایید. (‌محمد زاده، ۱۳۷۵: ۱۱۸)

از نظر بقیه موافقان، این گونه نیز حکم گونه های قبل را دارد یعنی کار جایز است و فرزند به صاحب اوول و اسپرم نسبت داده می شود. و اگر صاحب اوول و اسپرم که جنین از آن ترکیب یافته نامعین و ناشناخته باشند و این دو از بانک های ویژه گرفته شده و پس از ترکیب در رحمی کاشته شود در این فرض پس از گذشتن از جایز بودن فرایند گرفتن اوول و اسپرم و نیز فرایند ترکیب آنها با یکدیگر در لوله آزمایش اشکالی در جایز بودن کاشتن آن نیز وجود ندارد. دلیل این حکم همین صدق نکردن عنوان های حرام است که پیشتر ذکر شد. در این حال، فرزند متعلق به زنی است که جنین در رحم او کاشته شده و اگر او شوهر داشته باشد آیا می توان گفت: ( الولد الفراش ) به این اعتبار که فراش کنایه از همسر (زن) است. ؟

آیا در این صورت بکارگیری این لفظ در مورد این فرزند صادق است ؟(میرهاشمی، ۱۳۸۲: ۷۱)

اگر گفته شود معنای الولد الفراش آن است که فرزند از آن کسی است که آن فراش و بهره بردن از او برایش حلال است (هم چنان که حق همین است و از روایات نیز همین بر می آید) نتیجه آن است که فرزند به مردی که اسپرم از اوست تعلق می یابد و هیچ وجهی برای نسبت دادن او به زن و شوهر او نمی ماند. مگر آنکه گفته شود پدر ناشناخته است ولی زن به آن دلیل که فرزند را دوران جنینی پروارنده و تغذیه کرده است مادر اوست زیرا تخمک از آن مادر است و مادر رضاعی نیست، بلکه مادر حقیقی است که هم تخمک داده و هم تغذیه کرده است و در این فرض ولادت پاک و فرزند هم پاک است زیرا زنا و ناپاکی در این جا صدق نمی کند. (یزدی، ۱۳۷۵: ۱۰۶)

مخالفان در این باره این گونه اظهار نظر می کنند اسلام اصل نظام ازدواج و خانواده را امضاء کرد. یعنی نظام خانوادگی ای که بر ارتباط خونی حاکم باشد رابطه طبیعی و اصیل است. لذا ارتباط های مصنوعی دیگر مثل انواع ازدواج ها و فرزند خواندگی و قرابت به ولاء باطل است.

علاوه بر این اسلام نظام ازدواج را بر یک شوهر و یک همسر مبتنی کرده است اگر چه با شرایطی مثل رعایت عدالت، ؛ تا چهار همسر را نیز مجاز می داند همچنین ازدواج با مادر، ‌دختر ؛ خواهر ؛ عمه، خاله، دختر برادر و خواهر، زن پدر، مادر، ؛ رضاعی، ‌خواهر رضاعی، مادر زن و. . را ممنوع کرد.

مقاله - متن کامل - پایان نامه

نکاح شغار را به شرط آنکه هریک از زوج ها به زن شان مهریه بدهند، مجاز شمرد. چنان که ازدواج موقت و متعه را مباح دانست با وجود این بقیه انواع ازدواج ها و ارتباط های مصنوعی مثل فرزند خواندگی را که مثل فرزند محسوب می شود از نظر تحریم ازدواج ممنوع نمود. لذا برای سلب روابط نسبی از فرزند خوانده قرآن کریم می فرماید (ما جعل ادعیاء کم ازواجکم یعنی آثار شرعی و حقوقی که در روابط نسبی است این جا جایگاهی ندارد. آیا این عمل قانونگذار اسلام می تواند موید آن باشد که اسلام می خواهد هم روابط مرد و زن نظم خاصی داشته باشد و هم تولید مثل بر رابطه طبیعی اصیل و بر مبنای ارتباط خونی استوار باشد. (رضایت نیا، ‌۱۳۸۲: ۱۱۱)

در همین زمینه تعدادی از فقهای بزرگوار ضمن اعتراف به نبود نص، عموم یا اطلاق قرآنی و روایی بر تولید مثل با کمک ابزار پزشکی به دلیل لغویت تشریح نکاح یا مذاق شرع (روح قانون در اسلام ) آن را ممنوع کرده اند.

آیه الله میلانی می فرمایند: از ظواهر آیات و روایات درباره لقاح اختیاری (مصنوعی) چیزی به نظر نرسیده است ولی از لحن الخطاب و ذوق فقهی می توان گفت که یقینا جایز نیست. (امامی، ۱۳۴۹: ۳۶۷)

همچنین ایه الله صافی گلپایگانی معتقد است پذیرش این روش مغایر با اغراض قانونگذار اسلام در تشریح ازدواج و برقراری روابط زناشویی و بقای خانواده است و موجب از کف رفتن مصالح مهمه دیگری می شود که در تشریح ازدواج، و برقراری روابط زناشویی بین زن و مرد مد نظر قانونگذار اسلام بوده است. پذیرش این روش مستلزم نتایج است که کمتر کسی آن را خواهد پذیرفت. بدین معنا که اگر انتقال اسپرم غیر زوج به زنی روا باشد لازمه آن پذیرش جواز انتقال نطفه پدر و دختر و پسر به مادر و برادر به خواهر و سایر محارم است زیرا اگر اصل اولی در این گونه موارد اباحه و حلیت باشد هیچ تفاوتی بین نطفه محارم و غیرمحارم وجود ندارد در حالی که شامه فقاهتی هر فقیهی از پذیرش آن اکراه دارد. (صافی، ۱۳۷۱: ۲۲۲)

علامه جعفری نیز انتقال نطفه بیگانه به رحم بیگانه ( تولید نسل بدون رابطه زوجیت) را ممنوع می داند و منع آن را یک نوع استشمام فقهی می داند (جعفری، ‌۱۳۷۷: ۳۰۷)

نظر مرحوم ایه الله العظمی بروجردی ( قدس سره الشریف) درباره (تلقیح مصنوعی با اسپرم غیر) چنین است آنچه از مفاهیم ادله و بعضی از مناطق آنها استفاده می شود این است که تلقیح مصنوعی مرد اجنبی بر زن اجنبیه خواه دارای زوج باشد یا نباشد، حرام است و در بعضی از صور آن احکام ولد الزنا ثابت است و در بعضی صور ولد شبهه و اما تلقیح منی زوج به زوجه، پس حکم آن محل تامل است و الله العالم بحقایق احکامه. ( امامی، ۱۳۴۹: ۹۱)

آیه الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی (ره) در زمینه تلقیح مصنوعی چنین اظهار نظر کرده اند ( برحسب مستفاد از ادله شرعیه نطفه مرد به هر نحو در رحم حلیه خود قرار گیرد جایز است و اولاد ملحق به مرد او حلیه و توارث از طرفین ثابت است و قرار دادن نطفه مرد در رحم اجنبیه جایز نیست چه با شوهر و چه بی شوهر باشد (صمدی اهری، ۱۳۸۲: ۹۱)

علامه شلتوت از علمای به نام و معروف اسلام در مصر در این باره می گوید: ان التلقیح الصناعی اقطع جزما من التبنی، یعنی تلقیح مصنوعی به طور مسلم از فرزند خواندگی پست تر است.

پاپ رهبر کاتولیکهای جهان در زمینه تلقیح مصنوعی عنوان کرده است که این عمل شرعا حرام است. در مذاهب دیگر نیز تلقیح مصنوعی از نطفه غیر شوهر حرام است. اما تلقیح مصنوعی با نطفه شوهر مورد بحث و اختلاف های فقهی معاصر است و بعضی از فقها صریحا آن را تجویز کرده ان. (صفایی، ‌۱۳۷۶: ۱۰۰)

پایان نامه حقوق: بررسی تطبیقی حمایت حقوقی از اطفال نامشروع در فقه شیعه و سنی با حقوق ایران

دیدگاه حقوقدانان در خصوص تلقیح مصنوعی

در این خصوص حقوق دانان دو دیدگاه متفاوت از نظر ورانشناختی و حقوقی در خصوص تلقیح مصنوعی دارند که به قرار ذیل است.

بند اول: دیدگاه مخالفان از حیث روانشناختی:

بعضی از حقوق دانان از بعد روانشناختی موضوع تولد بدون رابطه زوجیت را بررسی و با آن مخالفت و دلیل مخالفت آنها از این شرح است.

لقاح مصنوعی آسایش و آرامش خانواده و زندگی زناشویی را متزلزل می کند چه زن و شوهر را در معرض برخوردهای روانی قرار می دهد و شوهر نمی تواند بچه ای را که از نطفه دیگری است تحمل کند و به او علاقمند گردد بویژه اگر طفل خصوصیات دلخواه زوجین را فاقد باشد.

لقاح مصنوعی یکی از زشتی های پاک نشدنی است و مانند زناست که صورت مصنوعی به خود گرفته است.

این عمل آدمی را به درجات پست تنزل می دهد زیرا فقط حیوانات هستند که در جستن نر قانون معینی ندارند.

تلقیح مصنوعی باعث می شود که اشخاص ندانسته با محارم خود نزدیکی کنند و این از لحاظ علمی و اخلاقی زیان بخش است زیرا ممکن است شخصی که از این طریق بدنیا آمده با صاحب نظفه با خویشان نزدیک او ازدواج و رابطه جنسی برقرار کند که بسیار ناروا است.

از نظر اخلاقی چنین کاری، زن را به بی بندوباری جنسی سوق می دهد و چه بسا با خود می اندیشد که چه فرق می کند که نطفه مرد بیگانه از راه تلقیح وارد رحم شود یا از طریق آموزش نامشروع.

از نظر روانی هم اگر کودک با مشخصات و خصوصیات آرزو شده مرد و زن بیگانه به دنیا بیاید، سبب تصادم روحی و رها کردن فرزند می گردد. (رضایت نیا، ۱۳۸۲: ۱۱۳)

علی الحال در صورت جواز، اسپرم یا تخمک از بیگانه غیر از زوج و بالاخص نامحرم یا معلوم النسب است که مساله حقارت آفرین است برای کودک و امنیت روانی این فرد ممکن است تا اخر عمر دچار اخلال شود و اگر مجهول النسب باشد علاوه بر عدم امنیت روانی طفل، موجب محرومیت او از حقوق خود نیز می شود زیرا هر فردی حق دارد بداند پدر واقعی او چه کسی است و آباء و اجدادش کیستند؟ و نیز حق دارد تربیت و ارث از والدینش کسب کند. البته پزشکان و پرسمل مراکز درمانی تلقیح مصنوعی احتمالا صاحب نطفه را می شناسند ولی معرفی نمی کنند زیرا به علل مختلف از جمله پشیمانی پدر قانونی یا شوهر مادر ناچار به مخفی کردن هستند چون ممکن است بعد از مدتی این افراد (زن و شوهری که نطفه به آنها هدیه می شود ) پشیمان شوند و کودک را به صاحب اصلی اش برگردانند که متاسفانه این مسائل باعث می شود آن آرامشی که خانواده به دنبال آن بود که فرزند دار شود تا به آن برسد، نه تنها بدست نمی آید بلکه مخاطره ای بس عظیم گریبان آنها را می گیرد. اکنون در این برهه از زمان که روز به روز بر تکنولوژی و علوم ارتباطات و تکنیک ها افزوده می شود و فاصله بین دو نسل حتی بین فرزندان حقیقی و پدر بسیار زیاد است و در اکثر اوقات سبب میشود والدین در پیش متخصصان تربیتی و مشاوران از عدم درک متقابل شکایت کنند. بدون پرده و اغراق باید گفت پدری که فرزند متولد از نطفه خود اوست گاهی بقدری به تنگ می آید که بارها پسرش را تهدید به بیرون انداختن از خانه و راندن از خود می کند. سند و مدرکش هم درالتادیب ها و مکان های بازپروری اطفال و نوجوانان است که اکثرا علت بزهکاریهایشان همین بوده یا بعضی از بچه های خیابانی که از خانه فرار می کنند. حال این پدر خوانده ها ( قیمان همان نطفه ها یا پدران قانونی این بچه ها ) با این اطفال بی گناه بخاطر عدم درک متقابل و تفاهم چه خواهند کرد. ؟ (میرهاشمی، ۱۳۸۲: ۷۳)

بند دوم: دیدگاه حقوقدانان مخالف از حیث حقوقی:

بعضی از حقوق دانان در نسب اطفال متولد از لقاح مصنوعی را بلاخص غیر از نطفه زن و شوهر را به رسمیت نمی شناسند و دو نظر در استدلال خویش دارند الف ) اولین نظرشان باتمسک به اصطلاح کلمه نزدیکی مندرج در مواد ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ قانون مدنی بوده و اعلام می دارد در تلقیح مصنوعی چون نزدیکی به معنای اخص کلمه صورت نمی گیرد بنابراین به آن وجه قانونی به جهت فقد رکن نزدیکی نمی دهند ب) دومین استدلال این دسته از حقوقدانان در این است وجود رابطه زوجیت برای انتساب نسب علاوه بر نزدیکی شرط می باشد و چون در موارد تلقیح مصنوعی با غیر شوهر و بیگانه رابطه زوجیت نیست آن را قبول ندارند.

بند سوم: دیدگاه موافقان از حیث روانشناختی:

استدلال موافقان لقاح مصنوعی از حیث روانشناختی این است که لقاح مصنوعی زن را از موحبت و لذت مادری که بس گرانمایه است، برخوردار می کند و موجب همبستگی بیشتر اعضای خانواده و گرمی کانون خانوادگی و موجب استحکام بنیان خانواده می شود و از طرفی زوجین را وفادار به ادامه زندگی مشترک باقی می گذارد.

بند چهارم:دیدگاه موافقان از حیث حقوقی:

به عقیده این گروه از حقوقدانان مراد از نزدیکی موضوع مواد ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹، صرفاً نزدیکی لمسی نبوده و با تفسیر موسع آن را به تلقیح مصنوعی نیز مرتبط می نماید و با از طرفی با استناد به ماده ۱۱۶۷ قانون مدنی با این عنوان که طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمی شود و چون تلقیح مصنوعی زنا محسوب نمی شود استدلال می کنند فرزند متولد از تلقیح مصنوعی نامشروع و زنا نبوده بنا براین موافق تلقیح مصنوعی و قائل به انتساب نسب شده اند و نظر نگارند بر این است چون منع قانونی در این مورد وجود ندارد به نظر می رسد فرزندان ناشی از تلقیح مصنوعی ولد نامشروع محسوب نمی شود.

  ز- نظر اهل سنت و شیعه در اقسام باروری پزشکی

بند اول: نظریه جواز مطلق اصل باروری پزشکی در همه انواع و اقسام آن

قائلین به این نظر:

شیعه: مقام معظم رهبری آیه الله خامنه ای، آیه الله سید حسن طباطبایی قمی، آیه الله محمدیزدی و آیه الله سید محمد موسوی بجنوردی

اهل سنت: در میان فقهای اهل سنت کسی با این نظر موافق نیست.

استدلال این گروه به طور خلاصه این است که هیچ آیه، روایت و دلیل شرعی خاصی بر ممنوعیت آن وجود ندارد. اگرچه در تلقیح اسپرم بیگانه یا باروری با آن احتیاط را در ترک دانسته و پرهیز از محرمات را واجب می دانند.

 بند دوم: نظریه ممنوعیت مطلق اصل باروری های پزشکی در همه انواع و اقسام آن حتی اگر ضروری باشد

قائلین به این نظر:

شیعه: آیه الله میلانی

اهل سنت: شیخ رجب تمیمی، شیخ ابراهیم شقره، شیخ عبدالله بن زیاد آل محمود مطلقا حرام می دانند.

استدلال این گروه (فقهای اهل سنت ) این است که به دلیل آیه نساوکم حرث لکم فاتوا حرثکم آنی شئتم (زنان شما کشت زار شمایند پس هرگونه که خواهید به کشت زار خود در آیید) [۱]

می گویند تولید نسل باید از راه معاشرت طبیعی زوجین صورت گیرد، چون آیه می گوید مکان کشت و تولید نسل شما باید زنانتان (رحم آنها) باشد و به غیر تجاوز نکنید، بنابراین، ‌لقاح بین تخمک و اسپرم زوجین باید از راه جماع باشد وگرنه مخالف نص آیه است. به اضافه آیات دیگری مثل (خلق من ماء دافق، یخرج من بین الصلب و الترائب ) [۲]

دلالت دارد که تولید نسل از آب جهنده که به طور طبیعی از مکان های خاصی خارج می گردد، ‌وارد قرار مکین یعنی رحم می گردد، در حالی که باروری های پزشکی این خصوصیت را ندارند.

همچنین به آثار زیان بار آن، مثل هتک عرض، آگاهی بیگانه بر عورت بدن بدون وجود ضرورت و نیز وجود دلیل معتبر شرعی و قواعد (در المفاسد مقدم علی جلب المصال) ما غلب ضرره فهو ضرر محض و قاعده سدالذرایع استناد کره، همه اقسام را حرام می دانند. اگرچه در ذات و اصل خود حرام نباشند. لکن به خاطر عوارض وآثار زیان بار حرام می گردند.

بند سوم: نظریه جواز مطلق باروری های پزشکی بین زوجین و جواز مشروط بین بیگانگان

قائلین به این نظر:

شیعه: آیه الله محمد مومن قمی و آیه الله محسن حرم پناهی.

اهل سنت: در میان فقهای اهل سنت کسی با این نظر موافق نیست.

گروهی از فقها باروری پزشکی بین زوجین را (خواه با تلقیح داخل رحمی باشد یا لقاح آزمایشگاهی از جهت جایز بودن فرق نمی گذارند چنان که از اینان گروهی لقاح بین اسپرم و تخمک بیگانه را اگر به شیوه داخل رحمی باشد حرام می دانند و در صورتی که به شیوه آزمایشگاهی از جهل صورت گیرد مجاز می دانند اما به جهت تولید نسل انسانی جایز نمی دانند از این گروه هستند.

 

 بند چهارم: نظریه جواز مطلق باروری های پزشکی بین زوجین و منع مطلق آن بین بیگانگان

قائلین به این نظر:

شیعه: امام خمینی (ره) آیه الله منتظری، آیه الله خویی و بسیاری از فقهای معاصر.

اهل سنت: شیخ مصطفی زرقاء، شیخ عبدالله بسام، شیخ عبدالسلام عبادی، شیخ عبدالحلیم، ‌شیخ علی سالوس.

با این استدلال که آنچه ملاک حرمت یا حلیت، یا جواز یا منع قرار می گیرد. ترکیب اسپرم و تخمک زوجین یا دخالت عامل بیگانه است و شیوه های به کارگیری هیچ گونه تاثیری در جواز یا حرمت اصل، موضوع ندارد. دلایل ایشان آیات، روایات، ادله عقلی واستحسانی، فلسفه تشریح نکاح، ملاک موجود در ممنوعیت زنا و تبنی و. . . میباشد. (میرهاشمی، ۱۳۸۲: ۷۳)

بند پنجم: نظریه حرمت مطلق همه اقسام باروری های پزشکی جز بین زوجین و با وجود شرایطی

قائلین به این نظر:

شیعه: آیه الله بروجردی.

اهل سنت: شیخ مصطفی زرقاء دکتر محمد علی البار

این گروه باروری به این شیوه را تنها در صورتی که بین زوجین باشد و خود زوجین عملیات آن را تصدی نمایند، ضرورت و عسر و حرج شدید ۰ضرورت قصوی)محقق باشد و باروری به شیوه داخل رحمی صورت گیرد. جایز می دانند دلیل این گروه همان دلایل گروه دوم است با این تفاوت که می گویند به دلیل قواعد، ‌محظورات به وسیله ضرورات مشروع می گردند، ‌لذا به جواز باروری پزشکی بین زوجین معتقد شده اند برخی از علمای شیعه نیز، حتی تلقیح منی زوج به زوجه را محل تامل و اشکال می دانند بر این اساس ترک احتیاط تنها در صورت ضرورت و حرج شدید محذور خواهد بود. (میرهاشمی، ۱۳۸۲: ۷۴).

[۱] – بقره ،‌آیه ۲۲۳

[۲] – سوره الطارق ،‌آیه ۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *